خورشید زندگی ما
قالب وبلاگ

 



[موضوع : عکس و خاطره]
[ سه شنبه 16 دی 1393 ] [ 14:51 ] [ مامان محبوبه ]

 

totalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif m.giftotalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif a.giftotalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif h.giftotalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif r.giftotalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif a.giftotalgifs.com alfabeto-atualizbrilhantes gif gif p.gif

 

 

دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است

niniweblog.com

پسر گلم امروز 25 مهر 1393 روز تولدشه و ما دیشب براش جشن گرفتیم 

حسابی رقصید و با بچه ها بازی کرد و خندید 

 

با کیک نشد زیاد ازش عکس بگیریم همه ی حواسش به خوردن کیک بود . با اون انگشتای کوچولوش مدام ناخنک میزد و گاهی نیم نگاهی به دوربین مینداخت محبتبوس

 

بچه ها انقدر شیطونو بازیگوشن که اصلا نمیشه همشونو یه جا جمع کرد ایشالا سالای آینده کمی بزرگتر شدن راحتتر بشه عکس انداخت

 

تو این مهمونی از بزرگ به کوچیک آیناز, متین, باربد , مهرناز , باران , ماهان , مارتیا  و سامان همراه پرهام بودن...محبتمحبت

 

 

 

باربد  و مهرناز  و ماهان توسط عکاس شکار شدنبوس

 

 

 

 

لباسشم کیکی شد خندونکمحبت

 

 

اینم کیک باب اسفنجی عشق پرهام

 

 

اینم گوشه ای از زحماتمزیبا

 

 

 

 

 



[موضوع : تولدها و جشن ها]
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 14:52 ] [ مامان محبوبه ]

سه شنبه 25 شهریور 1393

 قبلا به پرهام قول داده بودم ببرمش خونه ی خواهرم و با دخترش بریم پارک , البته خودم کلا این حرفو فراموش کرده بودم, بععععله پرهام صبح چشماشو که باز کرد قبل از هر حرفی گفت بریم خونه مهرناز 

 

اصلا فکر نمیکردم یادش بمونه و اینقدر هم پافشاری کنه , اصلا حوصله پارک رفتن نداشتم خصوصا تو این گرما و آلودگی , این بچه که خودشو میماله به سرسره من کلی حرص میخورم انقدر که همه چی آلودس , خودمم با همین چیزا بزرگ شدم پارکم زیاد میرفتیم یعنی روزی نبود من بگم پارک کسی منو نبره ولی نمیدونم زیاد رو این بچه حساسم...

 

خلاصه که فکرامو کردم دیدم بهترین و مفیدترین کار اینه که ببریمش نمایشگاه لوازم التحریر, خودمم خیلی دلم میخواست برم یه جای نسبتا دور حداقل دورتر از محله!

 

خواهرم هم میخواست برای بچه هاش وسایل مدرسه بخره , باهم قرار گذاشتیم , من و پرهام راه افتادیم به سمت مصلا

 

بهش قول دادم براش کیف و دفتر میخرم تا رسیدیم اولین کاری که کردم یه جعبه مداد رنگی خریدم دادم دستش کلی ذوق کرد , هرچی عکس باب اسفنجی رو دفتر و کیف و جعبه و هرجایی که میشد عکس زد , میدید با شوق نشون میداد اصلا این بچه یه جور دیگه باب اسفنجیرو دوست داره, به قول خودش شلوار متوکی (شلوار مکعبی)  اولین کیف باب اسفنجی که دیدیم خرید و انداخت پشتش جلوتر هم یه دفتر نقاشی همرو گذاشت تو کیف , کیفم انداخت رو کولشو راه افتاد , آخیییییی نمیدونین چه شوق و ذوقی داشت 

 

فکر نمیکردم انقدر باهام همکاری کنه بیشتر وقتا دست به دست مهرناز راه میرفتن و رو زمین سُربازی میکردن 

هر وقتم خسته میشد یکم بغل , انرژی میگرفت و ادامه ماجرا

 

بعد از اینکه خواهرزاده هام یعنی آیناز و مهرناز هم خریداشونو کردن برگشتیم خونه

خیلی روز خوبی بود بخصوص که انتظار داشتم همش پرهامو بغل کنم ولی اصلا اینطور نبود از این به بعد بیشتر میبرمش این جور جاها

 

اینم عکس کیف و دفتر و مداد رنگی انقدر با این خوشحاله که کل شبو فقط با اینا بازی میکرد بازیشم که تموم میشه همرو باسلیقه جمع میکنه میره تو کمد قایم میکنه (به قول خودش)



[موضوع : خاطره]
[ پنجشنبه 27 شهريور 1393 ] [ 0:15 ] [ مامان محبوبه ]

niniweblog.com

 

نبل *** مبل

 

تخم غُر  *** تخم مرغ

 

آبلالو *** آلبالو

 

بادمَغی *** باغ مهدی

 

مسگاک *** مسواک

 

انگیری بنز *** انگری بردز

 

پاندای کونفوتان *** پاندای کونگ فوکار

 

niniweblog.com

 

 



[موضوع : فرهنگ لغات ]
[ دوشنبه 10 شهريور 1393 ] [ 11:17 ] [ مامان محبوبه ]

چندین روز پیش تولد بابایان(باباجان) پرهام بود جشن, منم برای خوشحال کردن همسرم یکی از دوستان رو دعوت کردم تا اون شب خاص کنار هم باشیم و بیشتر بهمون خوش بگذره ... محبت

این دوستای ما  یه پسر گل دارن به نام امیر علی که 6 ماه از پرهام بزرگتره

اون شب حساااااااااابی شیطونی و ریخت و پاش کردن و عکس گرفتن niniweblog.com

خلاصه که بیشتر به اونا خوش گذشت, بیاین اینم سند

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

اینم در حال فوت کردن شمع مثلا به همراه بابایان و دوستشونجشن

niniweblog.com

در ادامه همین شیطونیا چند روز بعد خونه مامانی و بابایی

شکار لحظه ها توسط بابایان پرهام

به همراه پسر عمش ماهان در حال مثلا کله ملق زدن 



[موضوع : عکس و خاطره]
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 23:44 ] [ مامان محبوبه ]

این سومین رمضانیه که پرهام در کنار ماست , دعا میکنم همه بچه ها صحیح و سالم در کنار خانواده هاشون با خوشبختی زندگی کنن و کسانی هم که در انتظار بچه دار شدن هستن خداوند بهشون نی نی ناز و سالم هدیه کنهمحبت

خدای عزیزم ممنون که این فرشته آسمانی رو به ما هدیه دادی محبت

پرهام شیطون تر از گذشته شدهبوس بابایان براش یه سری جدید لگو گرفته خیلی باهاشون سرگرم شده و اَشکال جالبی میسازه ,یه بروشری همراه این لگوها بود که اونو نگاه میکنه و از عکساش ایده میگیره ,

اولین استعداد پرهام  شناسایی شد ... خلق اشکال جدید توسط لگو (خلاقیت)آرام



[موضوع : ]
[ دوشنبه 9 تير 1393 ] [ 14:38 ] [ مامان محبوبه ]

امروز 7 خرداد 1393 , 

بعد از مدتها اومدم برات بنویسم ,

چند روز پیش رفتیم خونه خاله مریم اونجا خیلی پسر خوبی بودی , خاله هم بهت برنجک داد وقتی دید خیلی خوشت اومده بازم داد بیاری خونه

اینجا نشستی داری با خوشحالی برنجک میخوری , بابا فرشید(بابایان) هم دید داری میخندی تند تند ازت گرفت

تو این عکسا خیلی بزرگونه افتادی

همونطور که گفتم بازی با لگو رو خیلی دوست داری تازگیا چیزای بامزه درست میکنی مثل هواپیما, تفنگ , بدون اینکه بهت یاد داده باشیم و بدون کمک ما , چند شب پیش دیدم لگو هارو یه مدل دیگه روی هم چیدی , انقدر ذوق زده شده بودم از این طرح های خلاقانه سریع دوربینو اوردم چند تا عکس گرفتم بعدم تو ذوق کردی هی مدل میدادی بعد میگفتی بیا عکس بگیر بوس

قربون اون دوستای کوچولو محبت

اون ماشین نیمه شکستیه که تو عکس میبینید یه روزی واسه خودش یلی بوده, سقف شیشه ای , ماشین کنترلیه مثلا ولی به دست جنابعالی تبدیل شده به ماشین کروکی بی کنترل , میگن شکستن اسباب بازی نشانه هوش زیادته... بعععععععله بزن بشکون عیب ندارهچشمک



[موضوع : عکس و خاطره]
[ چهارشنبه 7 خرداد 1393 ] [ 14:05 ] [ مامان محبوبه ]

totalgifs.com esportes gif gif ccmfb7c.gif

 

پسر گلم این روزا خیلی بامزه و شیرین حرف میزنه, و مثل بقیه بچه های دیگه یه سری کلمات رو اشتباه میگه , 

اینجا مینوسمشون مطمئنم خودشم در آینده با خوندنش خندش میگیره

آشخبوزه *** آشپزخونه

پزیدی  *** پختی

سازیدن  *** ساختن

تیزیون *** تلویزیون

خبار *** خراب 

کله مقل *** کله ملق (همون پشتک زدن خودمون)چشمک

حولا *** حلوا

پرهام انقدر این کلمرو بامزه تلفظ میکنه که مدل حرف زدن من و باباش رو هم مثل خودش کرده, بعضی وقتها بدون اینکه حواسمون باشه مثلا میگیم وای گوشیم خبار شد!

تکه کلام پسملم : آهاااااان فهمیدم (دقیقا با همین غلظت )

و بازی های مورد علاقش : لگو , فوتبال, ماشین بازی و بعضی وقتاهم تفنگگگگ بازی

آب دادن به گلدون هم البته جزء علاقشه حتی اگه فقط خاک تو گلدون باشه 

boy03

k5

playtoys

                                                                                                                                                                                      



[موضوع : فرهنگ لغات ]
[ شنبه 20 ارديبهشت 1393 ] [ 23:15 ] [ مامان محبوبه ]

 

بدون شرح!

 

خواب

 

خواب



[موضوع : عکس و خاطره]
[ سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ] [ 19:26 ] [ مامان محبوبه ]

niniweblog.com

اول اینو بگم جدیدا پرهام انقدر تو عکسا فیگور و ادا های مختلف داره که از هر 20 تا 2 تا عکس سالم بیشتر پیدا نمیشه حالا من از اون مدل عکسایی که گفتم هم میزارم تا خودتون قضاوت کنید

امسال عید برای دومین بار پرهام رفت شمال (شهسوار) به همراه خانواده پدری (عمه و عموها و خانواده هاشون)

اینم دو تا عکس درست و حسابی با بابایی و ماهان , هرچی از شیطونیه این دو تا وروجک بگم کم گفتم

 

پرهام

پرهام

  چون دفعه پیش خیلی کوچولو بود نتونست دریارو خوووووووب لمس کنه ... امسال حسابی آب بازی کرد و سنگ انداخت تو آب 


پرهام

اینجا رفته بودیم سه هزار روز سردی بود, به همه مخصوصا بچه ها خوش گذشت 

niniweblog.comپرهام

پرهام

البته باران هم تو این سفر با ما بود ولی عکس دو نفره خوب با پرهام نداشت

باران

بعد از اینکه از شمال برگشتیم دو روز خونه موندیم و طبق قراری که داشتیم راهی جاسب شدیم ایندفعه به همراه خانواده من

اینم یه عکس با مهرناز , اون عینکو نگاه خودش زده رو کلاهش

پرهام

تا می بینه داریم عکس میگریم انواع و اقسام شکلکارو در میاره!!

پرهام

داری به کجا نگاه میکنی عزیزم؟

پرهام

این عکسو خیلی دوست دارم

پرهام

 

من همیشه سعیم اینه از خوبی ها و خوشی های سفر یاد کنم ولی خوب متاسفانه پرهام تو سفر مریض شد و مجبور شدیم  نصفه شب ببریمش بیمارستان و با کلی گریه بهش سِرُم زدن و فرداش برگشتیم تهران ... اون شب خیییییلی شب بدی بود

به امید سلامتی برای تمام کودکان دنیا



[موضوع : عکس و خاطره]
[ دوشنبه 25 فروردين 1393 ] [ 17:24 ] [ مامان محبوبه ]
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

پرهام عزیز دل من و باباش 25 مهر ماه 1390 پا به عرصه وجود گذاشت و با گرمای عشقش زندگی مارو گرم تر کرد، امروز که پرهام 1 سال و 10 ماهشه اینجارو ایجاد کردم تا لحظات زیبای زندگیشو ثبت کنم و زندگی قشنگشو تا قبل از امروز هم آروم آروم با کمک بابای مهربونش اضافه میکنم ؛ پرهام جونم دوست داریم یه دنیااااااااااا
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 25
بازدید هفته گذشته : 199
کل بازدید : 33352
امکانات وب

گالری تصاویر

كد ماوس

 گالری تصاویر